شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
120
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
قادر نيست سادهدلان را اغفال كند و به دام افكند ، در نامههايش به امام حسن ، از ابو بكر و عمر و ابو عبيده ياد ميكرد و مخالفت اهل بيت را با بيعت ابو بكر ، به رخ امام حسن مىكشيد . ( 1 ) نامههاى معاويه ، در پيرامون موضوعى كه اين نامهها به انگيزهى آن نوشته مىشد ، فقط يك چيز كم داشت و آن دليلى معقول براى اثبات حق خلافت و تصرف اين مسند مقدس بود . حتى موضوع خونخواهى عثمان - اين بهانهى مغلطهآميز - كه همچون حربهى برّانى بر ضد على عليه السلام در همهى جبههبنديها و جنگهاى طولانى ميان على و معاويه ، به كار مىرفت ، اكنون با مرگ آن امام بزرگوار ، كند شده و از كار افتاده بود . معاويه اكنون در برابر حسن بن على قرار داشت ، يعنى همان كسى كه در روز قتل عثمان ، بر در خانهى او ايستاده و از وى دفاع كرده بود تا حدى كه - بگفتهى عموم مورخان - پيكرش از خون رنگين شده بود ؛ همان كسى كه طقطقى دربارهى او مىنويسد : « . . در دفاع از عثمان جنگ سختى كرد بطورى كه خود عثمان او را بازميداشت ولى او همچنان به جنگ ادامه ميداد و جان خود را براى او در خطر مىانداخت » . . و اين در همان موقعيت خطيرى بود كه ديگران به عثمان حتى نزديك هم نشده و خويشاوندانش او را و گذاشته بودند . « 1 »
--> ( 1 ) خوب است كسانى كه شرح اين مختصر را طالبند ، رجوع كنند به تصويرى كه استاد عبد الله علايلى از اجتماع مسلمين در عهد عثمان ، ترسيم كرده است ( كتاب ايام الحسين ص 112 تا 128 ) و گويا بهتر آنست كه ما نيز خطوط برجستهى اين تصوير را از گفتار وى اقتباس و براى تكميل فائده در اينجا نقل كنيم . وى چنين مىنويسد : « اين امويان تنها بدين اكتفا نكردند كه براى قالبهاى بىروح و